كليساي مسيحي نوشت تا او را به سوي كلمنس بكشاند. او در آن رساله نه‌تنها مدعي شده كه‌ كلمنس پاپ واقعي است‌، بلكه درعين‌حال مي‌گويد هيچ مدافع يا معتقد به اوربانوس ششم‌ (پاپ مقيم رم‌)، از آتش دوزخ رهايي نخواهد يافت‌! اين موضوع اهميتي اساسي داشت‌، چرا كه‌ حتي قديسان درباره‌اش اتفاق نظر نداشتند، چه رسد به غيرقديسان‌.
اين‌كه كِلِبْس رساله در باب انسان دروني را در چاپ‌هاي قديم كتاب‌هاي علمي ذكر كرده است‌، درست نيست‌. آن كتاب درباره‌ٴ ((من‌ِ دروني‌)) به مفهوم روحاني آن است و نه مفهوم مادي يا طنزآميزش‌1. تا حدي به‌خاطر اصلاح اشتباه كلِبس اين يادداشت را نوشتم‌. البته رساله درباب‌ انسان دروني سخت مطلوب واقع شد؛ بارها به چاپ رسيد و به چندين زبان ترجمه شد.

تورمِدا

فرانسيسي مايوركايي كه مسلمان شد، به كاتالونيايي و عربي مي‌نوشت (1352ـ پس از 1423).
آنسلمو در سال 1352 در پالما دو مايوركا زاده شد، در همان‌جا تحصيل كرد، سپس شش‌ سال در لِريدا (لارده‌) به سر برد و در آن‌جا به تحصيل فيزيك و نجوم پرداخت‌. در مونتبلانش‌ (ايالت طرغونه‌) به سلك فرانسيسيان درآمد. در سال 1376 به تحصيلاتش در بولونيا ادامه داد. در آن‌جا ده سال با كشيش محترمي به نام نيكولاس ميرتيل (يا مارتل‌) مي‌زيست و او اين سخن‌ عيسي را كه ((پس از من پيامبري مي‌آيد كه نامش فارقليط است‌2)) به مژده‌دادن از ظهور محمد[ص‌] تفسير كرد و از دوست جوانش خواست تا مسلمان شود3! (اين گفته‌ٴ خود آنسلموست‌.) او در سال 1386 به مايوركا بازگشت و شش ماه در آن‌جا ماند. سپس روانه‌ٴ سيسيل شد و پنج ماه در آن‌جا گذراند و سرانجام به تونس رفت‌. بلافاصله پس از رسيدن به آن‌جا (1387) در حضور ابوالعباس احمد ثاني (سلطان حفصي 1370ـ1394) مسلمان شد. زني‌ مسلمان گرفت و رئيس گمركات (يا اميرالبحر) شد و در طي يك سال عربي آموخت‌. نام‌ اسلامي او عبدالله بن عبدالله ترجمان‌ِ مايُرقي بود و پسرش محمدبن عبدالله نام داشت‌. عبدالله‌ در مقام مترجم و منشي در خدمت ابوالعباس و جانشينش ابوفارس عبدالعزيز (سلطان


1. منظور از من‌ِ دروني يا انسان درون (inner man)، هستي‌ِ عقلاني يا به تعبيري نَفْس ناطقه‌ٴ انساني است‌، ولي گاهي در زبان روزمره‌، به طنز يا به كنايه‌، به‌ معده و شكم نيز inner man گفته مي‌شود؛ مثلاً مي‌گويند: a meal to satisfy the inner man يعني غذايي براي خشنودي شكم‌! ــ و.
2. انجيل يوحنا 15:26؛ در متن انگليسي به‌صورت There will come after me a prophet whose name is paraclet آمده است‌. ــ م‌.
3. در برخي نسخه‌هاي شرح حال خودنوشت‌ِ آنسلمو ((احمد فارقليط)) نوشته شده كه ممكن است ناشي از اشتباه ميان paraklitos (تسلي‌دهنده‌، حامي‌) و periklytos (نامي‌، مشهور) باشد، كه كم و بيش معادل احمد است‌. در رساله‌هاي برنابا، كه هميشه در شمال آفريقا شهرت داشته‌، فارقليط نيز احمد ناميده شده‌ است‌. هم‌چنين  ¿به سوره‌ٴ ((صف‌)) (قرآن 61، 6).